محمود نجم آبادى
381
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
همان رازها كرد نيز آشكار * جهان را نيامد چو او خواستار در سومين كتاب دينكرت آمده است : " كيفيت احوال خون را مربوط به قوه حياتى آن مىدانستند ، اگر خون داراى قوه حياتى بود ، طبيب حاذق مىتوانست داروهاى مفيد بدهد و بيمار را بهبود بخشد " . د ) غذا و تغذيه - از نظر اصول طبى در باب غذا آنچه كه از كتب تواريخ مستفاد مىگردد ، آنكه تركيب اغذيه شايان توجه بوده است . خوراك مىبايستى به اندازه كافى رطوبت و به ميزان كافى حرارت ( آتش ) داشته باشد ، تا اولى آثار مضره خشكى و دومى برودت را از بدن دفع نمايد . به عقيده آنان هوائى كه در غذاست جذب بدن و قسمت خالى غذا با عنصر خاك كه در مزاج است اختلاط حاصل مىكند . صحت بدن را از تغذيه مىدانستند ، كه تركيب آن صحيح باشد ، به شرط نگاهدارى اعتدال . غذاهاى دوران ساسانيان كه مصرف مىگرديده بر چند نوع بوده است : اول خورش شامى كه از گوشت گرم و سرد و برنج و برگ معطر و مرغ بريان و قرقاول و امثال آنها بوده است ، دوم خورش خراسانى كه گوشت كباب شده ، يا گوشت پخته شده در ديگ ، كره و فشردههاى نباتات بوده است ، سوم خورش رومى كه با شير و شكر و عسل و برنج و كره ساخته مىشده است . چهارم خورش دهقانى كه گوشت گوسفند نمكزده و نارسود ( گوشتى كه در رب انار مىخواباندند ) و تخم پخته . غير از اينها خوراكهاى ديگرى نيز بوده ، كه درباره بعضى از اين خوراكها در مورد